دردسرهای مستانه (۳): خواستگاری، وعده های قشنگ و … مبارکه!

منصور که جوانی پخته تر بود و در دانشگاه و اجتماع با دختران زیادی سر و کار داشت، کاملا بر خودش مسلط بود و متوجه اضطراب مستانه شد.
Source: عصر ایران

نوشتن نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.